(و خبر داد ما را احمد بن محمّد بن سعيد او گفت: حديث كرد ما را ابو محمّد قاسم بن محمّد بن حسن بن حازم او گفت: حديث كرد ما را عيسى بن هشام او گفت: حديث كرد ما را عبد اللَّه بن جبله از حكم بن ايمن و او از محمّد بن تمام) كه گفت:
ابى عبد اللَّه (امام صادق) عليه السّلام را عرض كردم: فلانى بحضرتت سلام ميرساند و عرض ميكند كه ضامن شويد باينكه از براى من شفاعت كنيد. فرمود: آيا از دوستان ما است؟ عرض كردم آرى، فرمود: كار او از اين برتر است. گويد: گفتم: او مردى است دوستدار على ولى اوصياء بعد از او را نمىشناسد. فرمود: گمراه است گفتم بهمه امامان اقرار كرده ولى آخرين امام را انكار كرده است. فرمود: او مانند كسى است كه بعيسى اقرار كند و محمّد صلّى اللَّه عليه و آله را انكار كند، يا بمحمّد صلى اللَّه عليه و آله اقرار كند و عيسى را انكار نمايد. «1» پناه بخدا مىبريم از اينكه حجّتى از حجّتهاى خدا را انكار كنيم.
كسى كه اين روايت را ميخواند و اين نوشته بدست او ميرسد مبادا كه امامى از امامان را انكار كند و يا در حالتى قرار بگيرد كه مانند كسى باشد كه نبوّت محمّد صلى اللَّه عليه و آله و يا عيسى را انكار كرده و خود را هلاك سازد.
1- ظاهرا از جمله پناه بخدا مىبريم تا پايان، كلام مؤلّف است
غيبت نعمانى-ترجمه فهرى، متن، ص: 119