دركوچه درويشان يك شب گذرم افتاد
در محفل بي خويشان آنجا نظرم افتاد
ديدم كه خرد آنجا بنشسته زده زانو
مست از مي يا حيدر در زمزمه يا هو
عقل و خرد و دينم نذر قدمش كردم
از كوچه درويشان ميل حرمش كردم
در شهر نجف ديدم ليلا وزليخا را
در طوف حرم ديدم من آدم و عيسي را
ديدم كه علي باشد بر مسند سلطاني
جبرئيل و ملك ديدم در خدمت درباري
هم راز پيامبر را در تخت شرف ديدم
من صورت داور را در شاه نجف ديدم
شاعر؟؟؟