ارسال شده در:
شنبه 1388/05/24 :: 12:35 PM :: توسط :
محمد بیات
ابراهيم بن أبى زياد كرخى گويد: «بر امام صادق عليه السّلام وارد شدم و در خدمت آن حضرت نشسته بودم ابو الحسن موسى (فرزند او) كه در آن زمان پسر بچهاى بود وارد شد، من برخاستم و او را بوسيدم و نشستم امام صادق عليه السّلام به من فرمود: اى ابراهيم بدان كه پس از من او امام تو است، آگاه باش كه در رابطه با او گروههائى بدون شكّ به هلاكت خواهند رسيد و عدهاى ديگر نيك بختى و بهروزى خواهند يافت، پس خدا قاتل او را لعنت كند و عذاب روحش را دو چندان كند، به هوش باش كه خداى عزّ و جلّ بهترين مردم روى زمين در زمان وى را از صلب او پديد خواهد آورد كه با جد خويش همنام است و وارث علم او و احكام او و قضاوتهاى اوست، او سرچشمه امامت و سرآمد حكمت است، خود كامه سركش فلان خاندان (بنى عبّاس) پس از اينكه شگفتيهاى كم سابقهاى از وى سر مىزند از روى حسد او را خواهد كشت. با وجود اين خداوند كار خود را به پايان مىرساند اگر چه مشركان آن را ناخوش دارند، خداوند در پى آن تا دوازده امام راه يافته را از صلب او پديد خواهد آورد كه آن را به كرامت خود مخصوص گردانيده و به منزلگه قدس خويش فرودشان آورده است، آن كس كه چشم به راه دوازدهمين (امام) است [كه شمشير خود را بر كشيده و در پيشگاه او آماده باشد] همچون كسى است كه شمشير خود را در ركاب رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله از نيام بركشيده از آن حضرت دفاع نمايد. در اين وقت مردى از هواداران بنى اميّه از در وارد شد و در نتيجه رشته آن سخن قطع شد، پس از آن من يازده بار ديگر به خدمت امام صادق عليه السّلام مراجعه كردم، به اميد اينكه حضرت آن سخن را به پايان برد ولى موفّق نشدم (كه پايانش را بشنوم) تا دومين سال كه بر آن حضرت وارد شدم، او نشسته بود و فرمود: اى ابراهيم او همان كسى است كه پس از دوران فشارى شديد و بلائى طولانى و ستمگرى و بيم و هراس، از شيعه خويش اندوه و گرفتگى را مىگشايد، پس خوشا بحال كسى كه آن زمان را دريابد، اى ابراهيم براى تو همين بس است. ابراهيم كرخى گويد: هيچ ره آوردى كه براى من بيش از اين مايه شادى دلم و روشنى ديدهام باشد (از آن سفر) با خود باز نياوردم.
غيبت نعمانى-ترجمه غفارى، ص: 130
ارسال شده در:
چهارشنبه 1388/04/03 :: 10:33 AM :: توسط :
محمد بیات
زيد شحّام گويد: به امام صادق عليه السّلام عرض كردم: ميان حسن و حسين كدام يك برتر از ديگرى است؟ فرمود: «همانا برترى اوّلين فرد ما با برترى آخرين فرد ما بهم پيوند مىيابد و فضل آخرين فرد ما با فضل اوّلين فرد ما پيوستگى دارد، پس همگى داراى فضلاند، زيد گويد: به آن حضرت عرض كردم: فدايت شوم پاسخ را برايم باز بفرمائيد [بيشتر شرح بدهيد] به خدا قسم من جز به منظور پىجوئى حقّ از شما سؤال نمىكنم، امام فرمود: ما از شجرهاى هستيم كه خداوند همه ما را از يك گل آفريد، برترى ما از جانب خدا و علم ما (موهبتى) از نزد خداوند است، ما امانتداران خدا بر آفريدگان او هستيم و فراخوانندگان به دين او و پردهداران (واسطه) ميان او و مخلوق او هستم، اى زيد آيا مىخواهى بيشتر برايت بگويم؟ عرض كردم: بلى، پس آن حضرت فرمود: ما از حيث آفرينش يكسانيم، و دانش و فضل ما يكسان است، و همه ما نزد خداى عزّ و جلّ يكى هستيم، من عرض كردم: مرا از شمارتان آگاه كنيد، فرمود: ما دوازده تن بدين گونه (اشاره با دست به صورت دائره) از آغاز آفرينش گرداگرد عرش پروردگارمان قرار داشتهايم، نام اوّلين فرد ما محمّد و نفر ميانه محمّد، و آخرين فرد ما نيز محمّد است.
غيبت نعمانى-ترجمه غفارى، ص: 124
ارسال شده در:
سه شنبه 1388/04/02 :: 8:51 AM :: توسط :
محمد بیات
اين مطلب كه برخي از صحابه قصد داشتهاند رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم را ترور كنند ، از ديدگاه شيعه و سني قطعي است ؛ چنانچه در قرآن كريم آمده است :
ارسال شده در:
یکشنبه 1387/02/01 :: 12:7 PM :: توسط :
محمد بیات
درباره وبلاگ
این وبلاگ بنا دارد تا با بیان فضائل و مناقب و مصائب اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام گوشه ای از مظلومیت آن زوات مقدسه خاصه حضرت اعلی حضرت همایونی حجه ابن حسن العسکری روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه فدا را به گونه ای هر چند ناچیز بیان کند.